دینداری و اخلاق

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «فصل هفتم منشور سازمان ملل» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : فصل سوم : تشخیص امراض نفسانی و فصل چهارم : و فصل دهم : تهذیب اخلاق و ثمره آن و فصل ششم : لذت و الم جسم و روح و فصل هفتم : مفاسد بیماری نفس و فوائد صحت آن و فصل سوم : راه شناختن نفس و فصل دوم : ترکیب انسان از جسم و نفس

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت دینداری و اخلاق دسترسی پیدا کنید

فصل سوم : تشخیص امراض نفسانی

تشخیص امراض نفسانی مذکور شد که : علم اخلاق که طب روحانی است مشابه است با طب جسمانی ، وقانون کلی در معالجه امراض جسمیه آن است که : ابتدا تشخیص مرض داده شود وجنس آن شناخته شود ، و بعد از آن تفحص از سبب حدوث آن مرض شود ، سپس در صدد معالجه آن بر آید . و معالجاتی که می شود یا معالجات کلیه است ، که تخصیص به مرضی دون مرضی ندارد ، بلکه شامل جمیع امراض است ، یا جزئیه که مخصوص به مرضی معین است . لهذا ، باید طبیب ارواح و کسی که در مقام معالجه نفوس ، یا در صدد دفع مرض نفس خود است ، این قانون را ملاحظه نماید . پس ، به جهت تشخیص امراض نفسانیه و تعیین صفات ردیه می گوییم : دانستی...

ادامه مطلب

فصل چهارم :

در بیان اینکه قوه عقلیه ادراک کلیات کند ، و قوه وهمیه ادراک جزئیات نماید بدان که : شان قوه عقلیه وهمیه ، ادراک امور است . و لیکن اولی ادراک کلیات راکند و دومی تصور جزئیات را . و چون هر فعلی که از بدن صادر می شود ، افعال جزئیه است ، پس مبدا تحریک بدن در جزئیات افعال به تفکر و رویه قوه وهمیه است ، و از این جهت آن را «عقل عملی» و «قوه عامله» می نامند ، و اولی را «عقل نظری» و «قوه عاقله» . و شان قوه غضبیه و شهویه تحریک بدن است ، و این دو مبدا تحریک اند . اما غضبیه ، مبدا حرکت بدن است به سوی دفع امور «غیر ملائمه» [27] از بدن ، و شهویه ، مبدا حرکت آن است به سوی تحصیل امور ...

ادامه مطلب

فصل دهم : تهذیب اخلاق و ثمره آن

تهذیب اخلاق وثمره آن از آنچه مذکورشددانسته شدکه : فایده علم اخلاق ، پاک ساختن نفس است از صفات رذیله ، و آراستن آن به ملکات جمیله ، که از آن به «تهذیب اخلاق» تعبیرمی شود . و ثمره تهذیب اخلاق ، رسیدن به خیر و سعادت ابدیه است . و باید دانست که سعادت مطلق حاصل نمی شود ، مگر اینکه صفحه نفس در جمیع اوقات از همه اخلاق ذمیمه «معرا» ، [68] و به تمام اوصاف حسنه «محلی» [69] باشد . و اصلاح بعضی صفات یا در بعضی اوقات ، اگر چه خالی از ثمر نیست ، و لیکن موجب سعادت ابدیه نمی شود . همچنان که صحت بدن و نظام مملکت نیست مگر به دفع جمیع امراض ، و اصلاح جمیع طوایف و اشخاص در تمام اوقات...

ادامه مطلب

فصل ششم : لذت و الم جسم و روح

چون که دانستی که : آدمی را روحی و بدنی است که هر کسی مرکب است از این دو ، باید بدانی که هر یک از این دو جزء را المی و لذتی و محنتی و راحتی و مرضی وصحتی است . و آلام و محنتهای بدن عبارت است از : امراض و بیماریها که عارض بدن می گردد ، و جسم را لاغر و نحیف می کند ، و آن را از درک لذات جسمانیه باز می دارد ، و بامسامحه در معالجه به هلاکت منجر می شود . و «علم طب» موضوعی است از برای بیان این امراض و معالجات آنها . و آلام و بیماریهای روح عبارت است از : اخلاق ذمیمه و صفات رذیله ، که موجب هلاکت و بدبختی روح است ، و باز می دارد آن را از درک لذات روحانیه ، و رسیدن به سعادت ابدیه...

ادامه مطلب

فصل هفتم : مفاسد بیماری نفس و فوائد صحت آن

زنهار ای جان برادر ! تا حدیث بیماری روح را سهل نگیری ، و معالجه آن را بازیچه نشماری ، و مفاسد اخلاق رذیله را اندک ندانی ، و صحت روح را به صحت بدن قیاس نکنی . و چگونه عاقل چنین قیاس کند ، و حال آنکه مقصود از صحت بدن از برای کسانی که از روح و صلاح و فساد آن فراموش کرده اند ، نیست مگر زندگانی پنج روزه دنیا ، و زیست کردن در این عاریت سرا . و بر مرض آن مفسده ای مترتب نمی شود مگربازماندن از لذات خسیسه جماع و غذا و امثال اینها . و اما اخلاق ذمیمه که بیماری روح از آنها است ، باز می دارد آدمی را از رسیدن به لذت سعادت ابد ، و پادشاهی سرمد . وهر یک از آنها پرده ای است ظلمانی ...

ادامه مطلب

فصل سوم : راه شناختن نفس

بدان که : آنچه گفتم آدمی را غیر از همین بدن مادی و صورت حسی ، جزوی دیگرهست مجرد ، که آن را «نفس» می گویند ، اگر چه فهمیدن و دانستن آن صعوبت داردولیکن هر گاه کسی به نظر تحقیق ، تامل کند این مطلب بر او ظاهر و روشن می شود ، زیرا که : هر که ساحت دل خود را از غبار عالم طبیعت پاک کند و علایق و شهوات حیوانیت را اندکی از خود دور نماید و آئینه دل را از زنگ کدورات این عالم فی الجمله جلائلی دهد و گاه گاهی در دل را بر روی اغیار نابکار ببندد و با محبوب حقیقی خلوتی نماید و با حضور قلب ، متوجه به عالم انوار شود و با نیت خالص مشغول به مناجات حضرت پروردگار گردد و گاهی تفکر در عج...

ادامه مطلب

فصل دوم : ترکیب انسان از جسم و نفس

اگر خواهی خود را بشناسی ، بدان که : هر کسی را از دو چیز آفریده اند : یکی این بدن ظاهر ، که آن را تن گویند ، و مرکب است از : گوشت و پوست و استخوان و رگ و پی وغیر اینها . و آن از جنس مخلوقات همین عالم محسوس است ، که عالم جسمانیات است . و اصل آن مرکب از عناصر چهارگانه است که «خاک ، آب ، باد و آتش» است ، وآن را به همین چشم ظاهری می توان دید . و یکی دیگر «نفس» است که آن را روح و جان و عقل و دل نیز گویند ، و آن جوهری است «مجرد» [10] از عالم ملکوت ، و گوهری ست بس عزیز از جنس فرشتگان و «عقول قادسیه» ، [11] و دری است بس گرانمایه از سنخ مجردات ، که خدای - تعالی - به جهت مصالحی چند - که...

ادامه مطلب