حکایت شمارهٔ پنج ازکتاب گلستان

خرید بک لینک
جالینوس ابلهی را دید دست در گریبان دانشمندی زده و بی حرمتی همیکرد گفت اگر این نادان نبودی کار وی با نادانان بدین جا نرسیدی.

اگر نادان به وحشت سخت گوید
خردمندش به نرمیدل بجوید

دو صاحبدل نگهدارند مویى

همیدون سرکشی و آزرم جویی

یکی را زشت خویی داد دشنام

تحمل کرد و گفت ای خوب فرجام

بتر زانم که خواهى گفتن آنی

که دانم عیب من چون من ندانى

دینداری و اخلاق...

ما را در سایت دینداری و اخلاق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 169 تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 14:26

صفحه بندی